نقطه اشتراک پیامبر (ص) و منجی (عج)

فطرت انسان، کمال‌طلبی است و او از عیب، نقص، پستی و زشتی گریزان است. به همین دلیل در پی یافتن کمال مطلق و متصل شدن به منبع قدرت مطلق، علم مطلق و زیبایی مطلق است.

ذات انسان می‌داند که به جز خدای متعال، همه موجودات به حساب مراتب و درجات از نقص نسبی برخوردارند به همین سبب، جان آدمی در فرار از این نقصان‌ها، آرامش خود را تنها در نام و یاد خدا باز می‌یابد که: «الا بذکر‌ الله تطمئن‌ القلوب» اما دریغ که هم از یاد و خاطرش و هم در عبادتش حق مطلب ادا نمی‌شود.
آواز شهوت، آدمی را از قبله فطرت خویش غافل کرد و فرمان‌بری از ابلیس، یاد حضرت دوست را در دل او میراند و از یکتاپرستی بازداشت.
خداوند تبارک از این روی و به خاطر هدایت مردم، رسولانی را برگزید تا بندگانش به توحید و یکتاپرستی روی بیاورند.
پیامبران آمدند و خلق را به سوی «صراط المستقیم» خدا رهنمون و هدایت کردند و درهر دوره‌ای، بشر راهبری به نام پیامبر الهی را به خود دید.
در مقطع غیبت، عصری که به دین ناباوری و خداگریزی روی آورده، قائم آل محمد (عج)، گلبانگ یکتاپرستی و توحید را فریاد خواهد زد و پرچم بندگی را در میدان‌‌ها یکه‌تازی خدا ناباوران و دین‌ستیزان بر زمین خواهد کوفت. پس از پاک شدن زمین از حیث طاغوتیان، منجی موعود، با سیره و رفتار و گفتار خویش، اسرار کتب آسمانی و توحیدی را بر همگان تفسیر خواهد کرد.
محمد نبی (ص) با بعثتش، قرآن را برای بشریت به ارمغان آورد و محمد منجی (عج) اهداف قرآن را در جامعه بشری محقق خواهد ساخت تا مردم را به آن اهداف عالی برساند و یکی از این اهداف وحدت است.
وحدت و یکپارچگی مسلمان و لزوم اتحاد کلمه میان ایشان، از تعالی و آموزه‌های اساسی آیین و از اصول فرهنگ قرآنی است. بر همین اساس قرآن کریم یکی از عمده‌ترین و سازنده‌ترین اهداف رسالت رسول اکرم (ص) را تأمین قلوب و ایجاد انس و تفاهم به جای خصومت و دشمنی بیان می‌دارد؛ به گونه‌ای که اگر کسی در تاریخ به دیده عبرت بنگرد، این اتفاق را از شاهکارهای رسالت محمدی (ص) می‌داند.
بعد از رحلت پیامبر اعظم (ص) اوصیای معصوم (ع) او کوشیدند تا آن وحدت و یکپارچگی را حفظ کنند و به همین خاطر، از حقوق شخصی خود چشم پوشیدند و نه تنها همواره از دامن زدن به آتش خصومت بین مسلمانان بر کنار بودند؛ بلکه دیگران را به اتحاد و تفاهم می‌خواندند.
در روزگار ما نیز طرح و اندیشه وحدت جهان اسلام، یکی از دغدغه‌های همیشگی امام راحل (ره) بود که در طول دوران فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی خود، چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، لحظه‌ای از آن غفلت نکرد. وفاداری صادقانه امام به موضوع وحدت، نه تنها او را به برجسته‌ترین شخصیت انقلابی جهان اسلام تبدیل کرد، بلکه جایگاه رفیعی در میان فرقه‌های اسلامی به ایشان بخشید.
امام خمینی (ره) تعلیم و تعلم را زیربنای حرکت سیاسی دانسته و اولین وظیفه مردم و مسئولان را تبلیغ، تعلیم و تربیت بیان می کرد و در این زمینه می‌فرمود: «وظیفه ما این است که از حالا برای پایه‌ریزی یک دولت حقه اسلامی کوشش کنیم؛ تبلیغ کنیم؛ تعلیمات بدهیم؛ هم‌فکر بسازیم، یک موج تبلیغاتی و فکری به وجود بیاوریم تا یک جریان اجتماعی پدید آید. جریان برادری، اتحاد و به وحدت رسیدن.»
چرا که «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛ «جز این نیست که مردم با ایمان با یکدیگر برادرند» و «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»؛ «تحقیقاً کسانی که ایمان آورده، و عمل صالح انجام می‌دهند، خداوند بخشاینده آنان را (در میان مردم) محبوب قرار می‌دهد.»
در حدیثی معروف از ابوبصیر آمده است که امام صادق (ع) فرمود: «المؤمن أخوالمؤمن کالجسد الواحد، إن اشتکی شیئا منه وجدألم ذلک فی سائر جسده»؛ «مؤمن برادر مؤمن و مانند اعضای جسم واحد است. اگر عضوی ناله کند، درد آن عضو در سایر اعضای جسمش در می‌یابد.»
ارواح مؤمنین از یک حقیقت متصل به روح خداوند هستند و اعتقاد به منجی به زیبایی، این ارواح و اجساد را به هم مرتبط و در نهایت به خدا متصل می‌کند. این اتحاد، عالی‌ترین و با ارزش‌ترین نوع اتحاد است؛ زیرا اختیاری بوده و ناشی از ارتباط ارواح رشد یافته به یکدیگر است.
و در پایان باید گفت که مسأله مهدویت در اسلام ـ و بالاخص شیعه ـ یک فلسفه بزرگ اجتماعی است که در شعاع زندگی یک قوم، ملت و یا یک منطقه و نژاد نیست، بلکه در شعاع زندگی بشریت است.
این طور نیست که موعود اسلام، فقط شیعه یا مسلمانان جهان را نجات می‌دهد، بلکه با ظهور حضرت و قیام ایشان، اوضاع زندگی بشر را در عالم دگرگون خواهد کرد، در جهت صلاح و سعادت بشر، تغییر ایجاد خواهد کرد و البته این جز در سایه وحدت و یکدلی مردم محقق نخواهد شد.

/ 0 نظر / 4 بازدید